يادمان باشد اگر بر فراز دل مان پرواز نكنيم، وسعت مهرورزي را باور نخواهيم كرد و زماني كه گذشته را رها نمي كنيم، خود را به آغوش سرد تكرار مي سپاريم.
اگر نگاه مهرباني نداشته باشيم، ناچاريم نهال تنهايي مان را با ريزش اشك هاي مان آبياري كنيم و اين درد پنهاني را با آسيب هاي آشكاري كه به ديگران وارد مي كنيم، توجيه مي كنيم.
و هنگامي كه صادق نيستيم و هم چنان به افتخار باورهاي نادرست خود را تشويق مي كنيم، عرياني تنهايي خويش را با تن پوش غرور و تكبر به روح خويش تحميل مي كنيم.
يادمان باشد استفاده از فرصت ها، دلي نترس و قلبي عاشق مي خواهد و نتيجه ي اين آزمون رشد و سرآغازي نو خواهد بودكه در جست و جوي آن، فقط به مسير خود چشم دوختيم و نه به راه ديگران...
باقي ماندن در دام رفتارهاي نا خوشايند را با گام هاي تندي كه از كنارت بي اعتنا و بي مهر مي گذرند، بشناس...
اگر قلبت را نگشايي، اگر سكوت را به كلام مهرآميز و سكون را به حركت در راه عشق ترجيح دهي، روياهايت را در گذشته جا خواهي گذاشت و روا نيست كه آرزوهاي تو، با آه و افسوس دم ساز شوند.
رها شو...
( آناهيتا مافي )
:: چند نفر تا حالا خوندن : 175
|
امتیاز نوشته : 0
|
امتیازدهندگان : 0
|
کل امتیاز : 0